آخرین نسخه جناح «اصولگرا» برای رفسنجانی :


راه آیت الله گیلانی و خزعلی را برگزین وفرزندانت را همانند قابیل و کنعان و جعفر کذاب از خود دورکن.


مدت مدیدی است که هاشمی رفسنجانی بعنوان یکی از معماران اصلی جمهوری اسلامی توسط خامنه ای و سپاه پاسداران از قدرت کنار زده شده است. رفسنجانی برای رژیم جمهوری اسلامی همانند درب مسجدی است که نه می توانند بسوزانندش و نه بفروشندش. از آنجا که «جناح اصولگرا» نمی تواند با رفسنجانی برای اداره حکومت به توافق برسد ، اکنون عملکرد فرزندانش رابهانه قرار داده اند تا از اینطریق وی را تسلیم کنند. رفسنجانی که خود طی چندین دهه در زمره آمرین تمام تبهکاریهای جمهوری اسلامی ایران قرار داشته است ، اکنون که سپاهیان قدرت وی را ربوده اند به ظاهرمخالف سیاستهای رژیم گردیده است.

وی گاهی خودرا در پشت سر «اصلاح طلبان» ، گاهی در صفوف «جریان سبز» قرار می دهد و در همان حال برای بازگرداندن موقعیت از دست رفته خودرا بعنوان دوستدار ولی فقیه و درعین حال «منتقد دلسوز» رهبر معرفی می کند.
از آنجا که اکثر گرایشات «جناح اصولگرا» مخالف وی می باشند ، لذا بدون وقفه او را افشا می نمایند. آخرین نسخه جناح حاکم رژیم برای رفسنجانی مقاله ای است که در زیر ملاحظه خواهید کرد.


این مقاله برگرفته ای است از سایت محرمانه اونلاین

آقای هاشمی نقطه مقابل حضرات عظام گیلانی و خزعلی

به گزارش اختصاصی محرمانه آنلاین -در طول تاریخ بسیار بوده اند فرزندانی که حاصل یک عمر تلاش و دسترنج پدران خود را به چالش کشیده اند، و هرچه که پدر از نام و نشان و مال و منال اندوخته است، به ورطه خطر انداخته اند.

قابیل پسر آدم، کنعان پسر نوح، و جعفر کذاب از مصادیق و نمونه های تاریخی این جریان هستند. این روند البته در دوره معاصر نیز جاری بوده و آخرین نمونه معروف آن نورالدین کیانوری رئیس حزب توده و نوه شیخ فضل الله نوری، رهبر روحانی دوران مشروطه است.

همچنین در دوران پس از انقلاب نیز افرادی بودند که بر خلاف پدر که در جریان و مسیر انقلاب و در خط و جهت امام راحل بودند، به بیراهه رفتند و در مقابل مردم و نظام ایستادند.

اما از شگفتی ها و حقانیت های انقلاب اسلامی این بود که بعضی از این پدران وقتی که دیدند فرزندان آنها بر خلاف روند و سیره انقلاب طی طریق می کنند، خود دست به کار شدند و از آن ها بیزاری جستند.

مگر نبود امام راحل که نوه خود، سید حسین خمینی که فرزند حاج آقا مصطفی بود و این حاج آقا مصطفی، شان و منزلتی تا بدان پایه ارجمند و والا داشت که امام از او به عنوان امید آینده اسلام یاد کرده بود، اما همینکه فرزند او یعنی سید حسین راه انحراف در پیش گرفت، امام دستور داد که او را تحت الحفظ به تهران بیاورند و اگر قصد استفاده از اسلحه داشت وی را با تیر بزنند.

همین رویه را آیت الله محمدی گیلانی و آیت الله خزعلی نیز در پیش گرفتند، و از فرزندان نا فرمان خود برائت و بیزاری جستند و به این ترتیب از بلیه و امتحان الهی و فتنه ای که با آن آزموده شدند سربلند بیرون آمدند.

اما در مقابل دیگرانی نیز بودند که هر چقدر رهبر و امت حزب الله به انتظار ماندند تا از فرزندان خود که به یاری سران فتنه شتافته بودند و صحنه گردان بعضی صحنه های زشت و ناپسند شدند و خرسندی و شادی دشمنان نظام وانقلاب را فراهم آوردند بیزاری نجستند و فقط سکوت کردند و سکوت، و خُب می دانیم که سکوت در فرهنگ ما ایرانی ها علامت رضاست؛ و همین رضا دادن به عملکرد نامطلوب فرزندان بود که رفته رفته خشم و انزجار امت را برانگیخت و اعتراض شدید مردم را موجب شد.

علی اکبر هاشمی رفسنجانی دارای پنج فرزند است که هر یک به نوعی به کار و فعالیت در رده های بالای اقتصادی و سیاسی و اجتماعی مشغول به کار هستند، که اگر فرزندان یکی از مقامات عالیرتبه انقلاب و نظام نبودند، معلوم نبود که الان بعضی از آن ها در نوبت ثبت نام در مراکز کاریابی و اشتغال وزارت تعاون و وزارت کار نباشند.

البته اشتغال به کار و مصدر خدمت بودن به اجتماع، با پشتوانه پدری همچون اکبرهاشمی رفسنجانی فی نفسه بد نیست، و حتی اگر خدمات ایشان به نفع و در جهت منافع مردم باشد بسیار ستودنی و ارجمند نیز هست، اما تاسف هنگامی شکل می گیرد که این مشاغل و موقعیت ها و رانتها، به ابزار و امکاناتی برای ضربه زدن به ملت و مردم تبدیل شوند. از میان فرزندان هاشمی رفسنجانی دو تن از آنها یعنی فائزه و مهدی هاشمی بیش از سه تن دیگر در سالیان اخیر دارای حاشیه بوده و به صورت سوژه و خوراک برای رسانه های داخلی و خارجی درآمده اند.

فائزه هاشمی رفسنجانی از هنگامی که در پرتو نام پدر به فعالیت های سیاسی روی آورد، همیشه سعی کرد که به صورتی متفاوت و نامتعارف جلوه کند، و در بعضی موارد جنجال ساز و دردسرآفرین باشد.

او که به قول یک روزنامه نگار اصلاح طلب به سادگی و تنها با یک تلنگر ساده به حرف در می آید، و بی پروا همه چیز را روی دایره می ریزد، بارها و بارها با حرف ها و رفتارهایش موجبات دردسر خود و اطرافیانش را فراهم آورده، که آخرین نمونه از آنها حضور کاملا شفاف و غیر قابل انکارش در جریان اعتراضات و آشوب های مربوط به دوران پس از انتخابات سال گذشته است، که حتی برای مدت کوتاهی نیز بازداشت و سپس آزاد شد.

مهدی هاشمی رفسنجانی نیز دیگر فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی است، که به خاطر فعالیت های اقتصادی گسترده و به خصوص در حوزه نفت، حرف ها و حدیث های زیادی از او بر سر زبان هاست و در حال حاضر هم در خارج از کشور به سر می برد، و علیرغم تاکیدات مقامات کشور به منظور شفاف سازی و ابهام زدائی از ابهاماتی که از وی در افواه وجود دارد، حاضر به بازگشت و ادای توضیح نیست.

همچنین آن طور که از گزارش سازمان های مسئول بر می آید، مهدی هاشمی نیز در جریان بلواها و آشوب های پس از انتخابات سال گذشته نقش اساسی و تعیین کننده ای داشته است.

به این ترتیب هر قدر اکبر هاشمی رفسنجانی مبارزه کرد، زجر دید، زندان کشید و مجاهدت نمود، فرزندان وی یعنی فائزه و مهدی، در حال هدم و نابودی آن هستند، و نام و نشانی که وی با بیش از چهل سال مبارزه کوشید تا جمع کند، نرگس مستانه فتنه سبز می خواهد به یکجا ببرد و زائل کند، و در این میان هاشمی همچنان موضعی نمی گیرد و حرفی نمی زند و کماکان سکوت در پیش گرفته است.

حتی ممکن است روزی فرزندان هاشمی به اشتباهات خود اعتراف کنند، اما هاشمی رفسنجانی نظری به غیر از این داشته باشد و همچنان به سکوت خود ادامه دهد.

به راستی چه رازی در پس سکوت اکبر هاشمی رفسنجانی وجود دارد؟ آیا مهر فرزندی تا بدان پایه عمیق و شیرین است که مجاهد آگاه و مبارز سالیان پر تب و تاب گذشته که از بحران های بسیاری عبور کرده نمی تواند از این بحران عبور کند و از این مهر پیوند بگسلد؟

در طول همه این سال ها هاشمی رفسنجانی هر گاه که در قبال عملکرد فرزندانش از سوی خبرنگاران و مصاحبه گران مورد پرسش قرار می گرفت هیچ گاه انتقادی به آن ها وارد ندانست و به این وسیله بر عملکرد آنها صحه گذاشت و آنها را برای ورود به صحنه تشویق کرد و نتیجه شد آنچه که اکنون می بینیم؛ اما ای کاش چنین نمی شد و مرد سال های دور مبارزه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام امروز، با اشراف و کنترل بیشتری در مورد فرزندانش اقدام می کرد تا به ناگاه همه چیز از اختیار و حیطه او بیرون نرود.


A.C.P- Postfach 12 02 06-60115 Frankfurt am Main-Germany

Fax: 00-49-221-170 490 21

Web Site: http://www.iranian-fedaii.de

E-Mail: organisation@iranian-fedaii.de

سایر مقالات:

باراک اوباما ارتجاع شیعه را به ارتجاع سنی ترجیح می دهد

عقب نشینی میرحسین موسوی و مطالبات جنبش اصیل مردم ایران

تشویق مردم به آرامش به نفع کدام طبقه است ؟

پرده دیگری از اعمال ددمنشانه آدم نمایان رژیم جمهوری اسلامی ایران - زجرنامه ی بهاره مقامی یکی از شقایق های له شده ی ایران ، قربانی تجاوز در زندان

جنگهای کوچک ـ قدرتهای بزرگ به قلم Patrick Cockburn

lموضع غرب در برابر رژیمی که قوانین بین المللی رابه سخره گرفته است

شیلی ۱۹۷۳ - ۱۱ سپتامبر دیگری

وضعیت فاجعه بار زندان کهریزک به قلم یکی از آزادشدگان این اردوگاه فاشیستی

چه کسانی حقایق را تحریف می کنند ؟

یادی از رفیق صفرخان (صفر قهرمانیان) به مسعود بهنود که علیرضا نوریزاده و ناصر مستشار هم بخوانند

پیرامون عناصر مرموز و طرز کار خبرچینهای رژیم جمهوری اسلامی ایران- درباره سایت مشکوک اعتراض و همکاری سربلند گرداننده این سایت با رژیم

ناگفته‭ ‬هایی‭ ‬در‭ ‬باره‭ ‬قتل‭ ‬شاپور‭ ‬بختیار‭ ‬در‭ ‬مصاحبه‭ ‬با‭ ‬سخنگوی‭ ‬سازمان‭ ‬چریکهای‭ ‬فدای‭ ‬خلق‭ ‬ایران‭ ‬حسین‭ ‬زهری (بهرام‭(

اکثریت‭: ‬چرچیلیسم‭ ‬یا‭ ‬رسیدن‭ ‬به‭ ‬قدرت‭ ‬به‭ ‬هر‭ ‬شکل- نامه به رفیق بهرام - حسین زهری و پاسخ رسیده‬

 چرا سربازان گمنام امام زمان رفیق بهرام - حسین زهری را هدف تبلیغات سوء خود قرار داده؟

چرا خائنین اکثریتی هر روز گستاخ تر می شوند؟ اظهارات رفیق حسین زهری در باره چاپخانه مخفی سازمان

وضعیت کنونی و جناح بندیهای درونی رژیم جمهوری اسلامی

خمینی چه گفت؟ خمینی چه کرد؟ (در باره دانشگاهها) قبل از به قدرت خزیدن بعد از به قدرت خزیدن

سایت «صدای مردم» متعلق به وزارت اطلاعات رژیم جمهوری اسلامی ایران است

نوار گفتگوی هدایت اشتری لرکی معاون ساوامادر فرانسه با حبیبیان معاون ساواما در تهران

اسناد تبهکاریهای سربازان گمنام امام زمان

به کوبا دست نخواهید یافت - به قلم فیدل کاسترو

ماهوشیاری خودرا از دست نخواهیم داد-درباره ایرج مصداقی تواب و همکار رژیم جمهوری اسلامی ایران


حسین زهری ۱ حسین زهری