گرامی بادچهل وهفتمین سالگرد قیام بهمن ۱۳۵۷ و پنجاه وپنجمین سالگرد حماسه سیاهکل


۱۹ بهمن ۱۳۴۹یادآورعزم انقلابی چریکهای خلق ایران دربرابر رژیم خودکامه محمدرضا شاه پهلوی می باشد؛ جنبشی که با حمله به پاسگاه ژاندارمری سیاهکل آغاز و سرانجام در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ به سرنگونی رژیم ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران انجامید.

در آن برهه تاریخی ، هنگامیکه چریکهای فدایی خلق و سایر نیروهای مبارز در حال ستیز قهرآمیز با رژیم دیکتاتوری پهلوی بودند، امپریالیسم آمریکا وهم پیمانانش از بیم پیروزی مردم، تصمیم گرفتند مسیر انقلاب ایران را به کجراه بکشانند، لذا به نفع روحالله خمینی تبلیغات گستردهای سازمان دادند.

پس از تحمیل رژیم جمهوری اسلامی و تاسیس آن، بیش از چهار دهه این بازیگران غربی در برابر سبعیت و جنایاتِ حاکمان سکوت کردند؛ تنها اعتراضهای نمادین و داخلیشان به شکل بیانیههای سالانهٔ مجامع بینالمللی بود که اغلب در مطبوعات و رسانههای غرب انعکاس جدی نیافت.

از هنگامیکه بازار پرسود ایران توسط چین و روسیه قبضه شده است، دوباره شاهد برافراشتن «پرچم حقوق بشر» از سوی آمریکا و اروپا هستیم؛ ظاهرسازی ریاکارانه ایکه نه نخستین و نه آخرین آن خواهد بود.

در یک قرن گذشته، هر بار که جنبش انقلابی ایران قوام یافته؛ درجهت تغییرات بنیادی گام برداشته، دخالت مستقیم یا غیرمستقیم دول امپریالیستی آن را به بیراهه کشانده است.
اکنون، پس از ۴۷ سال از آن توطئه، آمریکا بار دیگر با همان ابزارها به میدان آمده تا از نفوذ خود برای پیشبرد اهدافش استفاده کند؛ هرچند این ترفند دیگر کارآیی گذشته را ندارد. سالها تحریم که فشار اصلی آن متوجه توده مردم بود، بهانهٔ سلاح هستهای و حتی حمله به برخی تأسیسات، همه نشان میدهد که انگیزهٔ واقعی غرب نه صرفاً امنیت و دفاع از «حقوق بشر»، که دستیابی به منابع نفت و گاز ایران و منافع ژئوپلیتیک منطقهای است، همانگونه که در سیاستهای آمریکا نسبت به ونزوئلا و طرحهای منطقهای رژیم اسرائیل دیده میشود.علاوه براین گسترش «پیمان ابراهیم» و اجرای سیاست اسرائیل بزرگ از نیل تا فرات، الزاما از دید آمریکا و اسرائیل درقدم اول با روی کار آوردن عناصر کاملا مطیع، پس ازآن در سایه تجزیه ایران میسر است.

در چارچوب همین سیاست، آمریکا و همپیمانانش تبلیغات گستردهای را به نفع رضا پهلوی، پسر دیکتاتور سابق، پیش می برند. همزمان جناح اصلاح طلب رژیم که گرایش به سیاستهای غرب دارند نیز طرحی را دنبال میکنند که ترکیبی از اصلاحطلبان حکومتی، نیروهای سلطنتطلب و عناصر سابق ساواک را در جایگاه قدرت قرار میدهد. این سناریو، اگرچه برای آمریکا و متحدانش مطلوب است، اما بر پایهٔ برآوردی غلط از سطح آگاهی و حافظهٔ تاریخی مردم ایران استوار است. اکثریت مردم به خوبی میدانند که در سال ۱۳۵۷ دخالت آمریکا انقلاب را به مسیر دیگری کشاند که هنوز گرفتار آنند.


وعدههای پوچ دوهفته پیش ترامپ مبنی بر سقوط شهرمشهد یا تشویق حمله به مراکز نظامی تبعات خونینی را دربر داشته: آمارها از شمار بالای ده هزار کشته، بیش از ۳۶ هزار بازداشتی و هزاران مجروح حکایت میکنند. تکرار ادعاهای ترامپ توسط رضا پهلوی نشان میدهد وی بلاک باکسی(جعبه سیاه) بیش نیست؛ انتخاب رضا پهلوی بعنوان نماد اپوزیسیون عملی شرم آور است چرا که او فقط فرمانبردار ومجری منویات دول غربی است. شازده رضا بیش از آنکه رهبر سیاسی باشد، بیانکنندهٔ سخنان دیگران و بازیچهٔ رسانههای غربی است. براستی چه شد آن وعده «کمکهای در راه» ترامپ برای مردم ایران؟ کجاست گارد جاویدان ۵۰ هزار نفری شازده؟ در روزهای ۱۹ و ۲۰ دی شازده ادعا کرد تیم اش درحال بررسی ورود وی به ایران هستند؟ جادارد با طرح شکایت از رضا پهلوی درمجامع بین المللی وی را به جرم دروغگویی و به مسلخ فرستادن ده ها هزار انسان به محاکمه کشید.


درسالهای گذشته تحت تأثیر تبلیغات کشورهای غربی، ذوق افسانه پسند نسل جوان ایران چنان برانگیخته شده است که واقعیت های تلخ حکومت محمدرضا شاه را به حاشیه رانده اند؛ گویی در ذهن بعضی از آنها دوره دیکتاتوری پهلوی مردم در بهشت زندگی می کردند. از اینرو درخاطر این قشر «جنت» ندیده هیچ روایت مستند و اسناد تاریخی نمی تواند از «جلوه و جلال» دیکتاتوری شاه بکاهد. بسیاری فراموش کردهاند یا نمیخواهند بدانند که دردوران شاه اکثریت جامعه تحت شرایط سرکوب و نابرابری قرار داشته اند.

آیا نیروهای انتظامی و دستگاههای امنیتی غرب نمیبینند که طرفداران رضا پهلوی بارها به سایر مخالفان حمله میکنند؟ چرا در برابر تعرضها بیتفاوت میمانند و مانع خشونت نمیشوند؟ نه کماهمیت است و نه اغراقآمیز اگر بگوییم رضا پهلوی در نهایت ابزاری در دست بازیگران خارجی است؛ نکتهای که با شیوهٔ سازماندهی تظاهرات و زبانِ نفرتآمیز حامیانش آشکار میشود. فحاشیهای این قشر لومپن چنان نفرت انگیز و موهن است که نقل اش مناسب نیست وبهتراست خواننده آنهارا نانوشته بخواند.

دراین شرایط چه باید کرد؟ درحالیکه توده مردم زیر سلطه رژیم دیکتاتوری جمهوری اسلامی قرار گرفته؛ فقر بیداد میکند و تأمین معیشت زندگی به نحو بیسابقه ای عموم مردم را در تنگنا قرار داده و خشمگین کرده است. درعرصه اجتماعی نیز هرگونه مطالبات مردم با گلوله ، زندان و شکنجه کیفر داده می شود.






در چنین وضعیتی، ترامپ مانند خان مغول به ایران لشکرکشی کرده، درهمان حال خائنین و فرومایگانی پیدا شدند که می گویند «اولین ملتی هستیم که از آمریکا تقاضا کردیم کشورمان را بمباران کند.»؟ این جماعت هیچ شرمی ندارند تا شخصی را پرستش کنند که با حمایت وی اسرائیل توانست هفتاد هزار فلسطینی را در غزه به قتل برساند. همان فردی که از موضع رئیس جمهور آمریکا درگرماگرم تخریب کامل غزه با بی رحمی و سنگدلی تمام اعلام کرد، اکنون که غزه ویران شده آنها توان بازسازی ندارند، بهتراست غزه محل تفریحگاه آمریکائیان شود.
آیا شخصی که در گرداب غلمان و حور پرونده قطورش در زمره پرآوازه ترین آدمهای بدنام روزگار درحال دست بدست شدن است برای مردم ما دل می سوزاند؟ کسانی که از بیگانه میخواهند کشورشان را هدف حمله قرار دهد، مصداق خیانتاند و نه کمتر.

طی دو سال گذشته سیاستهای درونی و خارجی آمریکا نشان داده که در تعرض و خونریزی هیچ حد و مرزی نمیشناسد؛ آنچه برایش ارزش دارد، تأمین منافع مالی و نفوذ سلطه سیاسی است، با امریکا و هم پیمانانش صحبت برسردفاع از ارزشهای انسانی یا دموکراتیک کاملا بیهوده است. دریای قهرسردمداران آمریکا نه سفید می شناسد، نه سیاه، نه مسلمان ، نه مسیحی و نه کافر، کمونیستها که جای خود دارند. در سایهٔ این واقعیت، رضا پهلوی و حلقهٔ اطرافش که غرب به خوبی با پیشینهٔ آنها آشناست، عمدتاً سابقهای جز زندگی در حاشیهٔ قدرت و مناسبات اشرافی ندارند. ما باید با صدای بلند اعلام کنیم که این گزینهٔ انتخابشده از سوی بیگانگان نه تنها نمایندهٔ مردم ایران نیست، که نمادی از بازگشت به نظم فاسد و وابستهای است که سالیان متمادی مردم ایران را به انقیاد کشیده بود.

اطرافیان رضا پهلوی نیز سابقه ای بهتراز خود او ندارند، بطور نمونه چند سال پیش همسر وی پس از بازگشت از اسرائیل به فیض معاشرت با «بی بی» نتانیاهو نخواست دل مشتاقان موسادی خودرا حرمان زده کند، لذا طبق عادت لیچارگونه اش لاطائلاتی بر زبان آورد که امروزه تبدیل به شعار اصلی سلطنت طلبان شده است «مرگ بر سه فاسد ملا چپی مجاهد». با تکیه بر این شعاراست که هر مخالف سلطنت هدف دشنام و خشونت قرار میگیرد.

ترامپ و صلح مسلحانه
در پی استقرار نیروهای نظامی آمریکا در اطراف مرزهای ایران و صدور اولتیماتومهایی که پذیرش شرایط آمریکا را شرط جلوگیری از درگیری نظامی اعلام میکند، استراتژی «صلح» ترامپ به جهانیان نشان داده می شود. یا طرح صلج آمریکا را می پذیرید یا صلح مسلحانه به شما تحمیل می شود.طرح پیشنهادی ترامپ همان شیوه صلح مسلمانان است.«مسلمانان تا به تمام جهان ثابت نکنند که اسلام دین صلح است، دست از جنگیدن برنخواهند داشت».

ادعای آمریکا درباره تمایل به صلح وقتی همزمان با اعزام پیشدستانه ناوگان و تهدید نظامی به اطراف ایران همراه است، چیزی جزتزویر به نظر نمیرسد؛ چنین سیاستی نه تنها تضاد آشکار میان گفتار و رفتار را نشان میدهد، بلکه صلح را به ابزاری برای فشار و تسلیم بدل میکند. همین سیاست ریاکارانه بود که چند هفته پیش جوانان به ستوه آمده از ستم و بیداد جمهوری اسلامی را تشویق کرد تا با دست خالی به مراکز نظامی رژیم حمله کنند، رژیمی که در آدمکشی و توحش ید طولایی دارد و طی دو روز بیش از ده هزار نفر را به قتل رساند.

هموطنان گرامی، نیروهای انقلابی و مبارز
ما حق داریم آیندهای آزاد، عادلانه و مستقل که در آن کارگران ، زحمتکشان و همه اقشار اجتماعی برابر باشند را مطالبه کنیم و برای رسیدن به این هدف جانفشانی کنیم. این مطالبه بدون وابستگی به بیگانگان و بدون بازگشت به سلطه شاهنشاهی و یا هر سیستم دیکتاتوری دیگرمیسر خواهد بود. هوشیار بمانیم، بر حافظهٔ تاریخیمان تکیه کنیم و با اتحاد و همبستگی درجهت سیستمی بر پایه عدالت اجتماعی و حکمرانی دموکراتیک یگانگی را پیشه کنیم. این راه طولانی است؛ اما تنها با وحدت، احساس مسئولیت و ارادهٔ مردم است که میتوانیم ایران را به سرزمینی سرافراز و آباد تبدیل کنیم.

گرامی باد یاد و خاطره رفقای بخون تپیده و پیشگامان سیاهکل
زنده و جاوید باد یاد همه بخون تپیدگان قیام بهمن ماه ۱۳۵۷
مرگ بر رژیم جمهوری اسلامی ایران
برقرار باد جمهوری دمکراتیک خلق
زنده باد سوسیالیسم


سازمان چریکهای فدایی خلق ایران
۱۹ بهمن ۱۴۰۴- ۸ فوریه ۲۰۲۶


۲ ۳ ۴ ۵ ۶
:آرشیو اخبار ومقالات اخیر

A.C.P- Postfach 12 02 06-60115 Frankfurt am Main-Germany

بخشی از اخبار و مقالات قدیمی


حسین زهری
۱
حسین زهری