۱۰ دروغ شاخدار امپریالیسم غرب در خصوص جنگ داخلی تحمیلی سوریه

در ادوار تاریخی گذشته افشاگران ماهیت مستبدان همواره توسط حاکمان وقت کیفر داده شده اند. به نظر می رسد دراین برهه تاریخی ، منادیان «حقوق بشر» و سردمداران «نظم نوین جهانی» عرصه را بیش از پیش بر آزادیخواهان تنگ تر نموده اند. دراین میان ایادی داخلی آنها نیز بزدلانه یاوه سرائیهایی می کنند تا هرگونه اندیشه انقلابی و دمکراتیک را از معنی و مفهوم تهی نمایند.
یاد آوری این نکته را ضروری می دانیم تا درج مطالب زیر سوء تفاهمی برای خوانندگان پیش نیاورد. ما اساسا نظر مثبتی نسبت به حکومت دیکتاتوری اسد و امثالهم نداریم و افشاء اعمال امپریالیستها بمعنای توجیه بدکرداریهای حکومت اسد نمی باشد.


در این نوشته به شرح ده دروغ بزرگ جهان غرب در خصوص جنگ داخلی تحمیلی سوریه می پردازیم. کشورهای امپریالیست توسط رسانه های خبری پرقدرت خود، تصویر غیرواقعی و دروغین از جنگ سوریه به شهروندان خود و جهانیان ارائه می دهند. جنگی که از سال ۲۰۱۱ کشور سوریه را به خاک و خون کشیده است.
همانند تمام جنگ های سابق و تجاوزگرانه امپریالیسم آمریکا علیه یوگسلاوی، عراق و لیبی، ارائه اخبار، تصاویر ساختگی و دروغین و جنگ روانی و تبلیغاتی گسترده بخش مهمی از سیاست جنگی و استعمارگرانه امپریالیسم جهانی بشمار می روند:

ده دروغ بزرگ
۱) مشکل این است که ما نتوانستیم به موقع برای جلوگیری از خون ریزی در سوریه مداخله مستقیم و فعال نمائیم.
این ادعای پوچ و غیرواقعی که به طور بی وقفه توسط سیاستمداران جهان امپریالیست تکرار می شود، دروغ آشکار و زیرپاگذاردن مطلق حقیقت می باشد.
حتی بدون بمباران هوایی مواضع رژیم بعثی سوریه در سال ۲۰۱۳ (با وجود اصرار و پافشاری جناحهای فوق محافظه کار)، جهان غرب به طور همه جانبه و فعال ـ از طریق پشتیبانی مالی، حمایت، آموزش و سازماندهی گروههای خشونت طلب «شورشیان» ضدحکومتی ـ در جنگ فعلی سوریه مداخله و شرکت نموده و می نماید. بخش بسیاری از سلاحهایی که برای «شورشیان» اختصاص داده شده بود، در نهایت بدست نیروهای داعش افتادند. خلاصه کلام، جهان غرب به غیر از شعله ور ساختن جنگ داخلی فعلی سوریه، طی پنج سال گذشته فعالانه تنور جنگ و خونریزی را در این خطه از منطقه خاورمیانه داغ نگه داشته است.

۲) باعث و بانی جنگ، بشار اسد شرور و حامی وی رژیم روسیه می باشند
رسانه های گروهی پرقدرت جهان غرب ادعا می نمایند که بشار اسد «دیکتاتور شرور» بعد از سرکوب تظاهرات های مسالمت آمیز نیروهای اپوزیسیون در ماه مارس ۲۰۱۱، شعله جنگ داخلی را در کشورش برافروخت. واقعیت این است که تظاهرات های نیمه دمکراتیک مسالمت آمیز در مرحله جنینی خود توسط نیروهایی که در صدد تحریک نیروهای رژیم بعثی به یک واکنش و عکس العمل خشن و رادیکال در مقابل تظاهرکنندگان بودند، از مسیر منطقی و مردمی خود منحرف گردیدند. در شهر مرزی درعا ـ منطقه ای که اولین درگیری ها از آنجا آغاز گردید ـ در دو روز اول راه پیمایی ها، ۷ نیروی پلیس توسط معترضان به هلاکت رسیدند. همزمان مقر مرکزی حزب بعث و ساختمان دادگستری منطقه نیز به آتش کشیده شدند. در مجموع، در ۳۰ روز اول تظاهرات و اعتراضات «مسالمت آمیز»، ۸۸ نیروی ارتشی توسط «معترضان» به قتل رسیدند.
بدین ترتیب، بشار اسد عملا در مقابل شورش خشونت آمیز علیه رژیم متبوعش قرار گرفته بود. شورشی که رهبری و بسیاری از فعالین اصلی آن تروریست های غیرسوری بودند. در چنین شرایطی، مطابق خواست جهان امپریالیست، آیا وی می بایست قدرت سیاسی را به «شورشیان» بیگانه که به هیچوجه از حمایت واقعی توده ای برخوردار نبودند، واگذار می کرد؟ در این میان باید از رهبران امپریالیسم آمریکا پرسید: اگر روزی رژیم آمریکا در مقابل شورش خشونت آمیز «شورشیان» مورد حمایت کشورهای خارجی قرار گیرد، «شورشیانی» که مأمورین دولتی را به قتل رسانده و ساختمان های دولتی را منفجر نمایند، چه عکس العملی را اتخاذ خواهد نمود؟ یقینا جواب آنها در مقابل «شورشیان» بسیار بسیار سرکوبگرانه تر از سیاست اتخاذی رژیم سوریه خواهد بود.

۳) رئیس جمهور اسد از حمایت گسترده شهروندان سوری برخوردار نیست.
تجربه نشان داده است که هر گاه تغییر رژیم سیاسی کشوری در دستور کار امپریالیسم آمریکا قرار گیرد، رئیس جمهور و یا رهبر آن کشور غیرقانونی، مستبد، خودکامه، دیکتاتور و خشن معرفی می شود. رسانه های گروهی و خبری کشورهای امپریالیستی بلافاصله رهبر کشور مذکور را فاقد هر گونه حمایت توده ای معرفی کرده و گزارش می دهند که نامبرده تنها به لطف حمایت نیروهای امنیتی و نظامی کشورش می تواند بر سر قدرت باقی بماند. در اوایل سال ۲۰۱۲، نظرسنجی آژانس خبری آسوشیتدپرس نشان داد که ۵۵ درصد سوری ها خواهان در قدرت ماندن بشار اسد می باشند. زمانی که فرستاده ویژه روزنامه گاردین Jonathan Steele (از صاحب نظران مهم در خصوص سوریه) در صفحه اول این یومیه با تیتر بزرگ نوشت: «اکثر مردم سوریه از رئیس جمهور اسد حمایت می نمایند، متأسفانه این حقیقت توسط رسانه های خبری جهان غرب نادیده گرفته شده و عملا انکار می شود»، نامبرده مورد حمله دسته جمعی رسانه ای قرار گرفت.

بشار اسد در سال ۲۰۱۴، در اولین کارزار انتخابات ریاست جمهوری در طی ۵۰ سال گذشته، پیروزی مهمی کسب نمود.
همانند گذشته، این موفقیت انتخاباتی با تحریم و بایکوت رسانه های خبری جهان غرب روبه رو گردید. همینطور نظرسنجی بعمل آمده توسط آژانس خبری فرانس پرس در ماه ژوئیه ۲۰۱۵ نشان می دهد که ۴۷ درصد شهروندان سوری نقش مثبت بشار اسد در خصوص وقایع جاری کشور را ستوده و ۶۵ درصد از آنها از مقاومت و تلاش ارتش این کشور حمایت می نمایند. این نظرسنجی نشان می دهد که تنها ۲۶ درصد از مردم این کشور از اتحاد نیروهای اپوزیسیون سوریه حمایت می نمایند. تمام اخبار مربوط به این نظرسنجی، متفقا توسط رسانه های خبری جهان غرب تحریم گردید.
هم اکنون بعد از پنج سال و نیم جنگ داخلی تحمیلی، اسد همچنان در قدرت می باشد. در این اوضاع و احوال، وی بدون حمایت توده های مردم نمی توانست در قدرت مانده و سیاست جنگی کشورش را به پیش برد. آیا باید از حمایت میلیون ها سوری از رژیم حاکم شگفت زده شد؟ میلیون ها سوری که رژیم لائیک مدافع حقوق زنان و اقلیت های مذهبی را بر جریانات بنیادگرا، فاشیست های فناتیک قرون وسطایی و گردن زنان داعش و القاعده ترجیح می دهند.

واقعیت این است که برای دمکرات های دروغین و پرمدعای غربی، عقاید و نقطه نظرات میلیون ها سوری حامی رژیم بعثی و رهبر آن، فاقد ارزش می باشند. آنها بخاطر داشتن عقاید ناموازی با مواضع و سیاست های جهان امپریالیست غرب، موجودات «عقب مانده و نفهم» بحساب می آیند.
بشار اسد از حمایت نسبی توده ای برخوردار است و بخاطر همین حمایت توده ای است که وی طی پنج سال و نیم با وجود جنگ داخلی تحمیلی خونین، توانسته است همچنان بر سر قدرت باقی بماند. حمایت توده های مردم از وی تعجب آور نیست. واقعیت این است که توده های مردم رژیم لائیک بر سر قدرت را بر گردن زنان مرتجع داعش، القاعده و دیگر جریانات جهادگر مذهبی ترجیح می دهند.امریکه پس از سقوط صدام حسین در عراق و معمر قذافی در لیبی افتاق افتاد.
برای پاره ای از روشنفکران غربی و ایادی امپریالیسم، این شهروندان سوری «عقاید عقب مانده و ناپسندی» دارند. برای نظریه پردازان رژیم های امپریالیست تنها عقاید سوریان حامی سیاست های جهان غرب خواهان تغییر رژیم سوریه با ارزش است.

۴) بشار اسد حاضر به مذاکره و گفتگو نیست. وی به هیچ وجه طرفدار صلح و آشتی نمی باشد.
بشار اسد و رژیم بعثی سوریه، به دفعات مکرر نشان داده اند که برای پایان دادن به جنگ خونین تحمیلی حاضر به مذاکره و گذشت می باشند. در سال ۲۰۱۲، طرح قانون اساسی جدید به رفراندوم گذاشته شد. ۸۹ درصد از شهروندان سوری طرفداری خود را از قانون اساسی جدید اعلام نمودند. قانون اساسی جدید، به انحصار قدرت سیاسی چندین دهه حزب بعث پایان داده و اعلام می دارد: «نظام سیاسی دولت می باید بر اصل پلورالیسم سیاسی و اجرای دمکراتیک قدرت از طریق مراجعه به آراء عمومی استوار باشد».
البته همانند گذشته، این اقدام سیاسی رژیم، با تحریم رسانه های خبری جهان امپریالیست روبه رو گردید. همینطور، سیاست های مختلف عفو رژیم بعثی در مقابل «شورشیان» (آخرین پیشنهاد عفو در ماه جولای سال جاری صورت گرفت) که به دفعات مختلف اتخاذ گردیده است، و یا برنامه آشتی ملی اخیر این رژیم، با انکار و بی اعتنایی مراکز خبری جهان غرب مواجه بوده است.

۵) جنگ فعلی سوریه، جنگ بین اقوام و مذاهب می باشد
اختراع مقوله «جنگ مشترک شیعه و علوی علیه سنیان»، در عمل انکار این حقیقت مسلم است که هم اکنون اکثریت پرسنل نیروهای ارتش و انتظامی سوریه را سنی مذهبان تشکیل داده و شهروندان سنی مذهب این کشور بسیاری از پست های مهم و کلیدی رژیم بعثی را در اختیار دارند.
۷۴ درصد مردم سوریه سنی مذهب می باشند. بشار اسد بدون برخورداری از حمایت این طیف گسترده از شهروندان نمی توانست طی پنج سال و نیم در مقابل تهاجمات ویران گر بنیادگرایان مرتجع تحت حمایت شیخ نشین های عربی منطقه و امپریالیست های جهان غرب دوام آورد. واقعیت این است که رژیم لائیک سوریه از حمایت نسبی توده های مردم شیعه و سنی مذهب برخوردار است.
بنابه اسناد منتشر شده اخیر توسط سایت افشاگر ویکی لیکس، امپریالیسم آمریکا و متحدین غربی و منطقه ای وی، از ابتدا تلاش نمودند بر اختلافات و تضادهای قومی ـ مذهبی در بین مردم سوریه دامن زده و جنگ داخلی را به جنگ بین مذاهب و اقوام تبدیل نمایند.
William Roebuck ، وابسته تجاری سفارت آمریکا در دمشق (۲۰۰۶)، تلاش برای بی ثبات ساختن رژیم سوریه را «اقدامی ممکن و قابل تحقق» توصیف و اضافه می نماید: «برای این کار باید بر احساسات سنی مذهبان و ترس و هراس آنان از نفوذ ایرانیان شیعه مذهب نیرو گذاشت».

۶) متهم ساختن روسیه و رژیم بعثی سوریه به کمک برای سازمان داعش
یک نمونه از «تئوری توطئه» قابل قبول.
در ماه سپتامبر ۲۰۱۵، همزمان با آغاز بمباران مواضع داعش و دیگر گروه های تروریستی در سوریه توسط نیروی هوایی روسیه، مطبوعات و رسانه های خبری جهان غرب اعلام داشتند که در گذشته، روسیه در تجهیز داعش به نیروی هوایی کمک فراوانی نموده است. اما زمانی که چند هفته بعد، یک فروند جنگنده روسی در آسمان سوریه هدف قرار گرفته و سرنگون گردید، سیاست تبلیغ دروغین مبنی بر تجهیز داعش به نیروی هوایی کنار گذارده شد.
برای هر فرد آگاه روشن است، اگر روسیه داعش را به نیروی هوایی مجهز نموده، چرا در این صورت داعش جنگنده روسی را هدف قرار می دهد؟
واقعیت این است که روسیه و ارتش سوریه در طول سه ماه آخر سال ۲۰۱۵، ضربات و لطمات سنگین و فراوانی به نیروهای داعش وارد آورده اند. ضربات سه ماهه آخر سال ۲۰۱۵ این دو کشور به داعش بسیار بیشتر از کل« ضربات ارتش آمریکا و متحدین اش» به این جریان بنیادگرای فاشیست می باشد. در ماه مارس ۲۰۱۶ شهر باستانی پالمیر توسط ارتش سوریه (با حمایت نیروی هوایی روسیه) آزاد گردید.
در فردای فتح پالمیر، Danielle Ryan نوشت: «بعد از اعلام خلافت توسط داعش، فتح پالمیر سنگین ترین شکست برای این نیرو می باشد. اما متأسفانه جهان غرب در این خصوص عکس العمل شایسته ای از خود نشان نداد. چرا؟ برای این که در صورت قبول این شکست سنگین داعش در جبهه پالمیر، عملا می بایست حضور فعال، کارآمد و رزمنده روسیه در جنگ علیه بنیادگرایان جهادگر فاشیست اسلامی را به رسمیت می شناخت».

۷) در جنگ سوریه، کشورهای غربی در کنار نیروهای «مترقی و میانه رو» قرار دارند.
واقعیت این است که در طول چند سال جنگ تحمیلی و خونین سوریه، کشورهای جهان غرب هیچگاه علیه «ترور و تروریسم» در این کشور نجنگیدند. برخلاف تمام تبلیغات عوام فریبانه جهانی، این کشورها عملا به گسترش ترور و تروریسم در سوریه کمک نموده و می نمایند. همچنین، «شورشیان میانه رو» تحت حمایت امپریالیست های آمریکایی، بریتانیایی، فرانسوی و متحدین آنان، در صحنه جنگ داخلی سوریه، جنایات وحشتناک و غیرانسانی فراوانی مرتکب شده اند. اگر این جنایات در کشوری که متحد جهان غرب بشمار می رفت، صورت می گرفت، یقینا اقدام «تروریستی» به حساب می آمد.
در خصوص رشد و قدرت گیری سریع داعش در منطقه خاور میانه و خاور نزدیک، باید اضافه نمود که بدنبال انتشار اسناد محرمانه سازمان های اطلاعاتی آمریکا (۲۰۱۲)، روشن است که از سال ها قبل طرح تشکیل یک شیخ نشین «سلفی» مذهب در شرق سوریه برنامه ریزی شده بود. این طرح دقیقا همان چیزی است که کشورهای حامی «شورشیان میانه رو» گردن زن و فاشیست برای منزوی ساختن بیش از پیش رژیم بعثی لائیک سوریه در سر می پرورانند.

۸) حضور ۷۰ هزار شورشی میانه رو در جنگ داخلی سوریه
این رقم تأئید نشده و شگفت آور در ماه نوامبر ۲۰۱۵ توسط داوید کامرون نخست وزیر وقت بریتانیا به منظور کسب رأی مثبت پارلمان این کشور برای شرکت در بمباران های هوایی نیروهای متفقین در سوریه اظهار گردید. اظهار نظر وی چنین است:
«ما فکر می کنیم که هم اکنون ۷۰ هزار رزمنده اپوزیسیون سوریه ـ مشخصا وابسته به ارتش آزاد سوریه ـ که تعلقی به گروه های تندرو بنیادگرا ندارند، در جنگ بخاطر دمکراسی و آزادی شرکت دارند ... نیرویی که ما می توانیم حملات خود را با آنها علیه داعش هماهنگ سازیم». اما در ماه ژانویه سال جاری، نخست وزیر سابق بریتانیا (بعد از کسب رأی موافق پارلمان) ضمن پس گرفتن اظهارنظر قبلی خود، تأئید نمود که بخشی از «۷۰ هزار» جنگجوی مورد نظر، جزو «اسلامگرایان تندرو» می باشند.
و زمانی که Eisa Ali از شبکه خبری RT از داوید کامرون سئوال نمود: «چرا وزیر دفاع و یا شخص شما، نام گروه ها و جریانات به قول معروف میانه رو که رزمندگان مورد ادعایتان به آنها تعلق دارند، را اعلام نمی دارید؟» وی در پاسخ اظهار داشت: «ما در طی روزهای آتی، به رئیس جمهور اسد لیست گروه ها، اشخاص و مناطقی که وی می تواند و باید آنها را هدف قرار دهد را تسلیم خواهیم داشت».
یقینا رقم «۷۰ هزار شورشی میانه رو» مورد ادعایی کامرون در تاریخ به عنوان جوک مفتضح ثبت خواهد شد. لطیفه ای مفتضح همانند ادعای دروغین تونی بلر نخست وزیر سابق این کشور در سال ۲۰۰۲ در خصوص وجود سلاح های امحاء همگانی در عراق: «اگر جهان غرب دست روی دست گذارد، پروژه سلاح های امحاء همگانی عراق تکمیل و عراق در سال ۲۰۰۳ خواهد توانست در عرض ۴۵ دقیقه آنها را فعال سازد».

۹) اهداف کشورهای غربی در سوریه، نیاتی بشردوستانه می باشند. در صورتی که کشور روسیه تنها بدنبال منافع خود در این کشور می باشد.
در برنامه عمل نئومحافظه کاران امپریالیسم آمریکا آمده است:
«جهان غرب به مردم سوریه کمک می نماید تا در کشوری آزاد و دمکراتیک زندگی کنند. این تنها هدف کشورهای غربی در این کشور می باشد. در حالیکه روس ها از بشار اسد شرور و خودکام حمایت می نمایند. روس ها در سوریه اهداف خودخواهانه ای دارند». در واقع «تغییر سیاسی» رژیم سوریه از سالها قبل در دستور کار کشورهای امپریالیست غرب قرار داشت. این پروژه سالها قبل از آغاز اولین تظاهرات های ضدحکومتی در سال ۲۰۱۱ تدوین و تنظیم شده بود. سیاست مذکور در سال ۲۰۰۶ و بدنبال حمایت قاطع رژیم سوریه از حزب الله لبنان اتخاذ گردید. در آن سال بدنبال ۳۳ روز جنگ بی امان بین حزب الله لبنان و صهیونیست ها، ناتوانی و شکست پذیری ارتش رژیم اشغالگر فلسطین آشکار شد. نئومحافظه کاران آمریکایی معتقدند که مسئول شکست ارتش اسرائیل از حزب الله لبنان رژیم سوریه می باشد. رژیمی که با حمایت قاطع از حزب الله لبنان، مقدمات شکست رژیم جنایتکار اسرائیل را فراهم ساخت.

۱۰) قرار دادن نام بشار اسد در لیست میلیاردرهای جهان
شکی نیست: بشار اسد، فیدل کاسترو نمی باشد. کاسترو که تاکنون بارها و بارها مورد اتهام قرار گرفته است که در سوئیس، پاناما و موناکو دارای حساب های بانکی و صاحب میلیون ها دلار می باشد. هر چند که تاکنون هیچگاه نام موسسات مالی و بانکی، شماره حساب و موجودی این حساب ها منتشر نشده است. ادعاهایی پوچ و یاوه. در مورد بشار اسد نیز بارها و بارها چنین اخباری منتشر شده است. بارها ادعا شده است که موجودی تمام حساب های نامبرده توقیف شده است. بدون آنکه نام بانک، شماره حساب و موجودی آن منتشر شده باشد. البته در این خصوص نباید حساب های بانکی وزارت دفاع سوریه و یا بانک مرکزی بلوکه شده این کشور در فرانسه و یا سوئیس را به حساب بشار اسد گذارد.


A.C.P- Postfach 12 02 06-60115 Frankfurt am Main-Germany

Fax: 00-49-221-170 490 21

Web Site: http://www.iranian-fedaii.de

E-Mail: organisation@iranian-fedaii.de

سایر مقالات:

باراک اوباما ارتجاع شیعه را به ارتجاع سنی ترجیح می دهد

عقب نشینی میرحسین موسوی و مطالبات جنبش اصیل مردم ایران

تشویق مردم به آرامش به نفع کدام طبقه است ؟

پرده دیگری از اعمال ددمنشانه آدم نمایان رژیم جمهوری اسلامی ایران - زجرنامه ی بهاره مقامی یکی از شقایق های له شده ی ایران ، قربانی تجاوز در زندان

جنگهای کوچک ـ قدرتهای بزرگ به قلم Patrick Cockburn

lموضع غرب در برابر رژیمی که قوانین بین المللی رابه سخره گرفته است

شیلی ۱۹۷۳ - ۱۱ سپتامبر دیگری

وضعیت فاجعه بار زندان کهریزک به قلم یکی از آزادشدگان این اردوگاه فاشیستی

چه کسانی حقایق را تحریف می کنند ؟

یادی از رفیق صفرخان (صفر قهرمانیان) به مسعود بهنود که علیرضا نوریزاده و ناصر مستشار هم بخوانند

پیرامون عناصر مرموز و طرز کار خبرچینهای رژیم جمهوری اسلامی ایران- درباره سایت مشکوک اعتراض و همکاری سربلند گرداننده این سایت با رژیم

ناگفته‭ ‬هایی‭ ‬در‭ ‬باره‭ ‬قتل‭ ‬شاپور‭ ‬بختیار‭ ‬در‭ ‬مصاحبه‭ ‬با‭ ‬سخنگوی‭ ‬سازمان‭ ‬چریکهای‭ ‬فدای‭ ‬خلق‭ ‬ایران‭ ‬حسین‭ ‬زهری (بهرام‭(

اکثریت‭: ‬چرچیلیسم‭ ‬یا‭ ‬رسیدن‭ ‬به‭ ‬قدرت‭ ‬به‭ ‬هر‭ ‬شکل- نامه به رفیق بهرام - حسین زهری و پاسخ رسیده‬

 چرا سربازان گمنام امام زمان رفیق بهرام - حسین زهری را هدف تبلیغات سوء خود قرار داده؟

چرا خائنین اکثریتی هر روز گستاخ تر می شوند؟ اظهارات رفیق حسین زهری در باره چاپخانه مخفی سازمان

وضعیت کنونی و جناح بندیهای درونی رژیم جمهوری اسلامی

خمینی چه گفت؟ خمینی چه کرد؟ (در باره دانشگاهها) قبل از به قدرت خزیدن بعد از به قدرت خزیدن

سایت «صدای مردم» متعلق به وزارت اطلاعات رژیم جمهوری اسلامی ایران است

نوار گفتگوی هدایت اشتری لرکی معاون ساوامادر فرانسه با حبیبیان معاون ساواما در تهران

اسناد تبهکاریهای سربازان گمنام امام زمان

به کوبا دست نخواهید یافت - به قلم فیدل کاسترو

ماهوشیاری خودرا از دست نخواهیم داد-درباره ایرج مصداقی تواب و همکار رژیم جمهوری اسلامی ایران


حسین زهری
۱
حسین زهری